درمان با مواجه سازی
درمانگرانی که از مواجه سازی استفاده می کنند، آسیب های روانی مبتنی بر اضطراب را بر حسب نظریۀ رفتاری سنتی و نظریۀ پردازش هیجانی در نظر می گیرند. برای مثال، چرا برخی از قربانیان تجاوز جنسی بهبود می یابند در حالی که دیگران دچارPTSD می شوند؟ نظریۀ پردازش هیجانی اعلام می دارد که برای پردازش کردن این رویداد آسیب زا، تلاش های خاصی ضرورت دارند و انجام این فرایند برای بهبودی، ضروری است. اختلا های مزمن خبر از آن می دهند که این پردازش روی نداده است و بازنمایی تجربۀ آسیب زا در حافظه، عناصر بیمارگونی چون برآوردهای نادرست از احتمال صدمه و توانایی فرد در برخوردکردن با اضطراب شدید را شامل می شود. بنابراین، درمان با مواجه سازی قصد دارد این شرطی سازی رفتاری را وارونه کرده و فرایندهای شناختی و هیجانی نادرست بیمار را اصلاح کند.
نظریۀ فرایندهای درمان
درمان مواجه سازی موفق، ساختار بیمار گونه درمانجو را فعال می کند و در عین حال، اطلاعات اصلاحی را معرفی می کند که بتوان آنها را در ساختار جدید و سازگارانه تری وارد کرد. راهبرد درمانی، وارونه کردن وابستگی های تقویت یا تناقض روان رنجور است: تماس عمدی و طولانی با محرک های ترسناک (مواجهۀ طولانی) و ممانعت فعال از اجتناب مرتبط با آن(جلوگیری از پاسخ). بیماران در کوتاه مدت قطعاً دچار اضطراب بیشتری خواهند شد ولی از طریق فرایند خاموشی ، مطمئناً در بلند مدت کاهش اضطراب و اجتناب را تجربه خواهند کرد.
برای مثال، ترس شایع کودکان از سگ های بزرگ و ناآشنا را درنظر بگیرید. کودک اضطراب نشان می دهد، می لرزد، اعتراض می کند، گریه می کند، عرق می کند- در نتیجه اجتناب می کند: روی برمی گرداند، ا« منطقه را ترک می کند، از وارد شدن به جایی که سگ اشغال کرده خودداری می کند. برای شرطی سازی تقابلی این ترس، می توانیم از چند نوع درمان با مواجه سازی استفاده کنیم.
یک انتخاب این است که آیا مواجه سازی را به صورت فشرده یا تدریجی اجرا کنیم. انتخاب دوم این است که سگ ترسناک را بصورت تخیلی ارایه دهیم(مواجهۀ تجسمی) یا در موقعیت واقعی(مواجهۀ واقعی). در هر دو مورد، می توان محرک ترسناک را به صورت فشرده یا تدریجی ارایه داد.. روش های مواجه سازی از نظر شیوۀ مواجهه و سطح برانگیختگی تفاوت داشته و اسامی مختلفی دارند. برای مثال، حساسیت زدایی منظم، مواجهۀ کاملاً تجسمی است و کمترین برانگیختگی را اجاد می کند، در حالی که مواجهۀ واقعی شدید است.
انتخاب سوم این است که چقدر جلوی تلاش های کودک را برای اجتناب از سگ ترسناک بگیریم. جلوگیری کامل از پاسخ مستلزم آن است که به کودک اجازه ندهیم سگ را ترک کند تا اینکه اضطراب او کاملاً برطرف شود. جلوگیری ناقص از پاسخ به این صورت اجرا می شود که به کودک اجازه دهیم بعد از کاهش اضطراب، سگ را ترک کند.
در درمان مواجه سازی اختلا وسواس فکری_ عملی، هدف درمان، ترس فاجعه آمیز زیربنای وسواس های فکری و عملی است. هر جلسه، بعد از رسیدن به خوگیری خاتمه می یابد.( که به صورت 50 درصد کاهش اضطراب نسبت به محرک های ترسناک تعریف می شود). به وسیلۀ آموزش، ترغیب، رهنمود، قانع سازی، و سایر روش های غیر جسمانی، از تشریفات وسواسی، نظیر شستشو جلوگیری می شود. چون تشریفات وظیفۀ کاهش دادن اضطراب را برعهده دارند، بیمار باید آگاه شود که اگر این تشریفات انجام نشود پیامدهای فاجعه آمیز اتفاق نمی افتد.
با اینکه درمان های مواجه سازی تجسمی و واقعی از نظریه های شرطی سازی حاصل شده اند،اخیراً برای توجیه کردن کاهش ترس در مدت مواجه سازی مفهوم پردازش هیجانی مطرح شده است. فو و همکاران معتقدند که مواجهه تداعی ها و ارزیابی های نادرست را اصلاح می کند. این فرایند پردازش هیجانی به فعال سازی ساختار ترس از طریق معرفی محرک های ترسناک و ارایه اطلاعات اصلاحی مغاغیر با عناصر بیمارگون ساختار ترس نیاز دارد. بنابراین مواجه سازی به این علت نشانه ها را کاهش می دهد که به بیماران امکان می دهد تا بفهمند که بر خلاف تصور اشتباه آنها: قرار داشتن در موقعیت امنی که آسیب را به یاد آنها می اندازد خطرناک نیست؛ یادآوری آسیب با تجربه کردن دوباره آ ن برابر نیست؛ اضطراب در حضور موقعیت ها یا خاطرات ترسناک به طور نامحدود باقی نمی ماند؛ و تجربه کردن اضطراب به از دست دادن کنترل منجر نمی شود.
فو در درمان PTSD از حساسیت زدایی و تغییر شناختی استفاده می کند. جلسات مقدماتی شامل این موارد می شوند: ارزیابی کامل ،آموزش دادن درباره واکنش های رایج به آسیب، و بازآموزی تنفس (آموزش دادن تنفس آرام و عمیق به درمانجویان). قبل از اینکه مواجهه شروع شود ،مبنای منطقی روش درمان برای درمانجویان توضیح داده می شود. بعداً مواجه سازی مکرر از طریق مواجهه تجسمی با آسیب در دفتر انجام می شود،که پردازش هیجانی را بهبود می بخشد ،و سپس مواجهه واقعی صورت می گیرد که درمانجو را قادر می سازد بفهمد که موقعیت های مرتبط با آسیب ، طرناک نیستند.
درمانگر مواجه ساز به درمانجو هشدار می دهد که « این درمان ، مواجه کردن شما با موقعیت ها و خاطراتی را شامل می شود که اضطراب و میل به اجتناب کردن را ایجاد می کنند». اما درمانگر مبنای منطقی درمان با مواجه سازی را نیز به درمانجو یادآور می شود و جملاتی نظیر این را به او می گوید:« روبرو شدن با این خاطرات وحشتناک،به جای اجتناب کردن از آنها ،ترس شما را کاهش خواهد داد. با اینکه کاملا طبیعی است که شما بخواهید از ترس مرتبط با آنها اجتناب کنید ، اما همان گونه که بحث کردیم، هرچه بیشترازاین خاطرات دردناک اجتناب کنید، زندگی شما را بیشتر آشفته کنید)).
درمدت مواجه سازی تجسمی،از درمانجو خواسته می شود آسیب را به خاطر آورد- خواه این آسیب تجاوز بوده باشد یا نیرد و یا مصیبت. به درمانجو گفته می شود که « این خاطرات را تا حد امکان به طور کامل و واضح به یاد آورید. ماجرا را به صورت سوم شخص برای من تعریف نکنید، بلکه آن را به زمان حال نقل کنید، گویی هم اکنون، همین جا در حال وقوع است». هنگامی که درمانجو خاطرات را به یاد می آورد و دچار ترس می شود، درمانگر استقامت وی را تقویت کرده و چیزی شبیه این را می گوید:« این خاطره را در ذهن نگهدارید؛ خوب عمل می کنید» و « شما آدم جسوری هستید. اجازه دهید این تصاویر ذهنی ادامه یابند«. درمانگر درباره ناپدید شدن تدریجی اضطراب اظهار نظر می کند و به درمانجو اطمینان می دهد که اگر به قدر کافی اضطراب را در ذهن خود نگهدارد، تأثیر آن کاهش خواهد یافت.
برچسب: ،