مرکز خرید فروش قیمت پودر پیاز و سیر ادویه مرکز خرید فروش قیمت پودر پیاز و سیر ادویه .

مرکز خرید فروش قیمت پودر پیاز و سیر ادویه

درمان میان فردی

نظریۀ شخصیت

نظام های روان درمانی به معنای دقیق کلمه، به تدریج شخصیت خود را از دست می دهند. نظام های قدیمی تر، مانند روان کاوی، وجودنگری، و درمان فردمدار، از نظریه های شخصیت و رشد انسان کاملی برخوردارند. اما نظام های جدیدتر روان درمانی، از جمله درمان میان فردی، معمولاً از توجیهات مشروح شخصیت و رشد پرهیز می کنند.

درمان میان فردی، الگوهای میان فردی پایدار را جایگزین الگوهای شخصیت پایدار می کند. این درمان برای تغییر دادن الگوهای میان فردی پایداری طراحی شده است که در اوایل زندگی شکل گرفته اند. روابط میان فردی سالم(یا دلبستگی ها) در اوایل زندگی، افراد را بعدها در زندگی برای برقرار کردن روابط میان فردی سالم آماده می کنند. دلبستگی های آشفته در اوایل زندگی ، افرا را برای مبتلا شدن به اختلال هایی آماده می کنند که از طریق روابط میان فردی آشفته در زمان حال ابراز می شوند.

نظریۀ آسیب شناسی روانی

افسردگی و اختلال های دیگر در بستر میان فردی روی می دهند. زندگی میان فردی بر خلق و سایر رفتارهای انسان تأثیر می گذارند و خلق بر نحوه ای که فرد نقش خود را اجرا می کند تأثیر می گذارد(مارکوویتز،1977). رویکرد میان فردی به شناختن افسردگی، موضعی غیرنظری را منعکس می کند که تأکید روان کاوی بر تجربیات اوایل کودکی را با تأکید شناختی-رفتاری بر عوامل استرس زای محیطی جاری ترکیب می کند.

این ارتباط بصورت زیر روی می دهد(هالجین و ویتبون،1993): ناتوانی شخص در کودکی در فراگیری مهرورزی، عملیات شناختی، و مهارت های رفتاری لازم برای برقرارکردن روابط خشنودکننده، به ناامیدی، انزوا، و افسردگی حاصل از آن منجر می شود که در تحقیقات دلبستگی بالبی به اثبات رسیده است. هنگامی که افسردگی فرد تثبیت می شود، مهارت های اجتماعی نامناسب، واکنش افراطی به فقدان، و ارتباط معیوب آن را نگه می دارند، و همۀ اینها به طرد شدن بیشتر توسط دیگران منجر می شود. عوامل استرس زای محیطی، وضعیت بد را بدتر می کنند. طبق این دیدگاه، آشفتگی های میان فردی هم علت و هم معلول افسردگی هستند. چهار مشکل میان فردی عمده، افسردگی و سایر آسیب های روانی را به وجود می آورند: فقدان ها و اندوه میان فردی، اختلاف های نقش، تغییرات نقش، و نارسایی های میان فردی.

فقدان و اندوه

وقتی عزیزی می میرد، نشان دادن واکنش اندوه، طبیعی است. با اینکه اندوه طبیعی چند ویژگی مشترک مانند خلق غمگین و انزوای اجتماعی با افسردگی دارد، اما عموماً به درمان نیازی ندارد. در واقع، اکثر آدم هایی که دچار اندوه می شوند به جستجوی درمان بر نمی آیند و هنگامی که فرد اندوهگین با فقدان کنار می آید، نشانه های اندوه ظرف مدت چند ماه کاهش می یابند.

اما واکنش های اندوه نابهنجار ممکن است این حالت را پیچیده کرده و به افسردگی و آسیب های دیگر منجر شوند.

اختلاف های نقش

اختلاف های نقش زمانی روی می دهند که بیمار و حداقل یک فرد مهم، انتظارات مغایر در روابط خود دارند.کلرمن ، ویسمن و همکاران(1984) مشاهده کردند که اختلاف های نقش حل نشده و مکرر با شروع، نگهداری، یا تشدید نشانه های افسردگی ارتباط دارند. امکان دارد که بیماران احساس کنند که بر روابط خود کنترل ندارند یا شاید نگران باشند که رابطه با فرد مهمی را از دست بدهند.

اختلاف های نقش عموماً در یکی از این سه مرحله قرار می گیرند: مذاکره، که به موجب آن هر دو نفر از اختلاف آگاهند و سعی می کنند راه حلی برای آن پیدا کنند؛ بن بست، که به موجب آن مذاکره بین دو نفر متوقف می شود و فقط خصومت تلویحی(به زبان آورده نشده) باقی می ماند؛ و قطع، که به موجب آن رابطه آسیب دیده و دیگر بهبود نمی یابد .در مورد مذاکره، بیمار باید از الگوهای ارتباط سازگارانه تری در رابطه استفاده کند. در مورد بن بست، امکان دارد که بیمار سعی کند باب مذاکره را باز کند به امید اینکه راه حل موفقیت آمیزی برای اختلاف پیدا کند. در رابطه با قطع، بیمار باید بفهمد که رابطه واقعاً خاتمه یافته و نیاز دارد که به تمایلات و روابط دیگری روی آورد که به او کمک کنند تا خلاء ایجاد شده توسط رابطۀ از دست رفته را پر کند.

امکان دارد که اختلاف نقش بخصوصی بیانگر حالت کلی تر عملکردی باشد که در اختلاف های گذشته، با ماهیت مشابه، وجود داشته است. برخی افراد مکرراً با افراد مهمی که صاحب قدرتی هستند، مانند پدر و مادر، آموزگار ، رئیس، یا افسر پلیس اختلافات میان فردی دارند. در چنین مواردی ، برای توجیه احتمالی اختلاف مکرر باید بررسی شود که فرد از چنین حالتی چه نفعی می برد.

تغییرات نقش

نوشته های زیادی افسردگی و سایر اختلال ها را به تغییرات زندگی استرس زا ربط داده اند. بسیاری از این تغییرات با تحولاتی در نقش اجتماعی که افراد خود را در آنها می یابند، ارتباط دارند. گرچه تغییرات نقشی که منفی هستند(مانند از دست دادن کار) به طور قابل درکی با افسردگی ارتباط دارند، اما مهم است بدانیم که حتی تغییرات نقشی که درظاهر مثبت هستند نیز می توانند به افسردگی و اختلاف های دیگر منجر شوند.برای مثال، امکان دارد که بچه دار شدن با استرس مسئولیت تازه، اضطراب نارسایی به عنوان والد، یا ترس از اینکه فرد لیاقت داشتن چنین بچۀ فوق العاده ای را ندارد، همراه باشد. رایج ترین تغییرات نقش آنهایی هستند که با تحولاتی در چرخۀ زندگی ارتباط دارند، از جمله تغییرات زیستی ماند یائسگی، و آنهایی که تحولاتی را در نقش اجتماعی در بردارند، مانند ازدواج، زایمان، یا بازنشستگی. در مجموع، تغییرات نقشی که یا افسردگی و سایر اختلال ها ارتباط دارند ، با احساس های درماندگی در کنار آمدن یا تغییر، با ازدست دادن افرادی در شبکۀ حمایت اجتماعی، و یا با نیاز به پرورش دادن مهارت های اجتماعی تازه مشخص می شوند. کلرمن و همکاران(1984) اظهار می دارند که در اغلب موارد، بیماران از تغییر و استرسی که ایجاد می کنند آگاه هستند.

نارسایی های میان فردی

امکان دارد برخی درمانجویان مشکل میان فردی خاصی مانند مرگ فردی عزیز، تغییر نقش، یا اختلافاتی که موجب اختلال آنها شده است نداشته باشند. در عوض ، آنها حالتی از انزوا را نشان می دهند که از نارسایی های میان فردی که علت اختلال آنها هستند حکایت دارند. درمانجویانی که نارسایی های میان فردی دارند، عموماً در طول زندگی خود در تشکیل دادن روابط و حفظ کردن آن مشکل داشته اند. کسی که عملکرد میان فردی سازگارانه دارد، روابط نزدیک با خانواده و افراد صمیمی دیگر، روابط امید بخش با دوستان، و روابط مناسب با همکاران خود را حفظ می کند. در مقابل، کسی که نارسایی های میان فردی دارد، از لحاظ اجتماعی منزوی است، در حضور دیگران مضطرب است، و اگر روابط معنی داری را حفظ کرده باشد تعداد آن معدود است.(گاتلیب و ویفن،1991)

خانواده های تک والد

درمان میان فردی برای نوجوانان، پنجمین مشکل میان فردی را به چهار علت فوق اضافه می کند: خانوادۀ تک والد. علاوه بر اندوه، اختلاف های نقش، تغییرات، و نارسایی های میان فردی، شماری از نوجوانان آشفته با جدایی از پدر و مادر یا مرگ او و با تعارض هایی در ارتباط با صاحبان قدرت که می تواند با خانوادۀ تک والد همراه باشد دست به گریبان هستند(مافسون و همکاران2004).

فرایند درمان

روان درمانی میان فردی از تأثیر عمیق رشد اولیه بر روابط  میان فردی بعدی آگاه است ولی روی بهبود بخشیدن به روابط میان فردی جاری تمرکز می کند. درمان میان فردی به جای بازسازی و تحلیل کردن«گذشته»، سعی می کند روابط میان فردی «زمان حال» را بهبود بخشد. افسردگی صرف نظر از صفات شخصیت یا آسیب پذیری زیستی، در بستر روانی-اجتماعی و میان فردی روی می دهد. بنابراین، آنچه که برای بهبود یافتن افسردگی ضروری است، بررسی کردن بستر مربوط به شروع افسردگی و امکان غلبه کردن بر مشکلات در بسترهای میان فردی جار است(فرانکل،1991)

درمان میان فردی، نوعی روان درمانی کوتاه مدت است که به زمان حال گرایش دارد و عمدتاً بر روابط میان فردی و موقعیت های زندگی فعلی بیمار تمرکز می کند. بنابراین، وقتی آن را با روان درمانی های دیگر مقایسه کنیم بهتر می توانیم آن را بشناسیم(کلرمن و همکاران،1984)

فرایندهای تغییر روان درمانی میان فردی در سه مرحلۀ درمان، معمولاً 12 تا 16 جلسه، صورت می گیرند. در طول جلسات مقدمات اول، بالابردن آگاهی فرایندی است که بیش از همه بر آن تأکید می شود. کارورزان درمان میان فردی با بررسی کردن نشانه ها، نام گذاری روی نشانگان، اعطای «نقش مریض» به بیمار، و ارزیابی نیاز به دارو به افسردگی می پردازند. با تعیین کردن ماهیت تعامل ها، روشن کردن انتظارات افراد مهم و اینکه آیا این انتظارات خشنود کننده هستند، و ایجاد تغییراتی که بیمار مایل است در روابط خود به وجود آورد، اختلا، آگاهانه به بستر میان فردی ربط داده می شود. بعداً زمینه های اصلی مشکل در اتباط با اختلال جاری ، مشخص می شوند. و سرانجام، مفاهیم و ساختار درمان میان فردی توضیح داده می شوند.

مرحله دوم درمان میان فردی، جلسات بینابین را در بر می گیرند و مستقیماً به زمینه اصلی مشکل می پردازد: اندوه، اختلاف های میان فردی، تغییرات نقش، یا نارسایی های میان فردی. فقط به یکی یا حداکثر دو تا از این زمینه های مشکل آفرین پرداخته می شود. تعدادی زمینۀ مشکل آفرین احتمالا نمایان شده و مورد توجه قرار خواهند گرفت؛ با این حال، محدودیت زمانی ایجاب می کند که روی مهم ترین زمینۀ مشکل ساز تمرکز شود.

مرحلۀ سوم درمان میان فردی، خاتمه دادن به آن است. مانند سایر درمان ها، دربارۀ احساس های مربوط به خاتمه دادن درمان بحث می شود، پیشرفت بررسی می شود، و کارهای باقیمانده مشخص می شوند. در ضمن، مانند سایر درمان هایی که عمدا کوتاه مدت هستند، ترتیبات لازم برای خاتمه مشخص بوده و از آنها تبعیت می شود.

در مجموع، درمان میان فردی به فرایندهای تغییر متعدد متکی است . بالا بردن آگاهی نوعی آموزش است که از آن برای نامیدن اختلال بیمار و مرتبط کردن آن با یک یا چند مشکل میان فردی استفاده می شود. از تخلیۀ هیجانی استفاده می شود تا به بیمار کمک شود فقدان و اندوه را تخلیه کند. و برای حل کردن مشکلات میان فردی بیمار، به محرک های شرطی جهت تغییر دادن محیط و رفتار وی متوسل می شوند.

محتوای درمان

تعارض های درون فردی:

·         اضطراب و دفاع ها

·         عزت نفس

·         مسئولیت

تعارض های میان فردی:

·         صمیمیت و امیال جنسی

·         ارتباط

·         خصومت

تعارض های بین فرد و جامعه:

·         سازگاری در برابر فراروندگی

·         کنترل تکانه

منبع:

نظریه های رواندرمانی، جیمز پروچاسکا- جان نورکراس، ترجمه یحیی سید محمدی



برچسب: ،
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۱:۴۸ توسط:123 موضوع: نظرات (0)