مرکز خرید فروش قیمت پودر پیاز و سیر ادویه مرکز خرید فروش قیمت پودر پیاز و سیر ادویه .

مرکز خرید فروش قیمت پودر پیاز و سیر ادویه

شرح حال آلفرد آدلر

 آدلر در جریان جنگ جهانی اول با سمت پزشک در ارتش اطریش خدمت کرد و بعد از جنک، به دلیل علاقه به راهنمایی کودک، به تأسیس کلینکهای راهنمایی کودک در نظام مدارس وین اقدام کرد. همچنین ، بر اساس نظریۀ او در تعلیم و تربیت، مدارس تجربی خاصی در وین تأسیس شد. در سال 1935 م ، آدلر عازم ایلات متحده آمریکا شذ و با سمت روان پزشک و نیز استاد روان شناسی پزشکی در دانشکده طب لانگ آیلند به کار مشغول شد .

کتاب اصول تجربی و نظری روان شناسی فردی ، که در سال 1927 به چاپ رسید معرف نظریه اش در زمینهء شخصیت است . بر خلاف فروید ، که اعمال بشر را نتیجة غرایز میدانست و یونگ که رفتار انسان را ناشی از طرحهای ارثی می پنداشت ، آدلر اعمال و رفتار انسان را زائیده کششهای اجتماعی می داند . آدلر پس از عمری پربار و آثاری بسیار ، سرانجام در سال 1937 م، در اسکاتلند ، و در حالی که برای سخنرانی بدانجا مسافرت کرده بود ، بر اثر سکته قلبی در گذشت .

یکی از کمکهای معنوی  عمده آدلر به جهان روانشناسی مفهومی است که او از عقده حقارت طبیعی و یا عمومی به دست داده است . شهرت او بیشتر به دلیل بحث اوست دربارۀ عقدۀ حقارت و ارائۀ نظریه ای دربارۀ نوروز، که تلاشهایی از جانب بیمار است برای فرار از مسئولیتهای طبیعی و عادی.به عقیده آدلر ، احساس عقدة حقارت و تلاش در راه تقوی و برتری ، نقطه شروع شیوة زندگی است . دومین کمک آدلر ، تأکید او بر کیفیت محیط خانواده و شبکة روابط اجتماعی افراد خانواده است  که امروزه اساس بسیاری از مراکز راهنمایی کودک را تشکیل می دهد. سومین کمک آدلر ، ارائة مفهوم « علاقه اجتماعی » است که اعتراضی به عقاید گذشتگان و خصوصاً غریزه گرایان بود و این مفهوم کمک بزرگی به  حوزۀ روان شناسی اجتماعی است. چهارمین کمک معنوی آدلر ، ارائة مفهوم « تعرض مردانه » است که بر مبنای عقدة حقارت استوار است . پنجمین کمک معنوی آدلر به حوزة روانشناسی ، رد مفهوم دو بعدی خودآگاهی و ناخودآگاهی بود . او عقیده دارد که انسان موجودی خودآگاه است و معمولاً ، از علل رفتار و هویت خویش آگاهی دارد . او برخلاف فروید ، هر نوع ثنویت را مردود دانسته و دیدی کلی نگر را توصیه کرده است . ششمین کمک آدلر به غنای روانشناسی تأکید بر « من خلاقه » بود که به نظر او هستة اصلی و اساسی تحقق نفس و بی همتایی شخصیت است .(کرسینی،1973؛ هال و لیندزی، 1970؛ آدلر، 1954؛ بارکلی،1971).

 

تاریخچه تحول فکر آدلر :

         آدلر ابتدا عضو انجمن روانشناسان وین بود و تا اندازه ای از افکار فروید تأثیر پذیرفته بود . گفته شده است که آدلر شاگرد فروید بوده است، ولی قراینی در دست است که نمی توان او را واقعاً شاگرد فروید دانست؛ می توان ادعا کرد که آدلر با سمت یک متخصص همپایۀ فروید برای شرکت و بحث در مجمع روانکاوان وین دعوت می شده است. آدلر هم به دلیل اختلافات عقیدتی خود با این گروه، همیشه دربارۀ شرکت خود در این مجمع مردد بود و سرانجام پس از یک دورۀ ده ساله شک و تردید، آدلر تصمیم خود را گرفت و از جامعۀ روانکاوان وین کنار رفت. تفاوت عمده دیدگاه آدلر با فروید در این بود که او تأکید زیادی بر تأثیرات عوامل اجتماعی و میل به برتری شخصیت و رشد آن می کرد . آدلر قویاً تأکید می کرد که انسان را نمی توان مجزا از دیگران مورد مطالعه قرار دارد ، بلکه مطالعة انسان فقط باید زمینة اجتماعی او انجام پذیرد . روان شناسی آدلر نسبت به روان شناسی فروید انعطاف پذیرتر، و فردگرایانه تر است، زیرا بر شیوۀ زندگی فرد و بی همتایی آن تأکید دارد. اکثر روان شناسان اعتراف کرده اند که آدلر اولین روانکاوی بوده است که بر ماهیت اجتماعی انسان تأکید ورزیده است. دید اجتماعی آدلر در نوشته های ارسطو هم به خوبی مشهود است. ارسطو انسان را حیوانی سیاسی قلمداد کرده است. با وجود این، در آثار آدلر نفوذ افکار ارسطو کمتر به چشم می خورد(کرسینی،1973؛ بارکلی،1971؛ هال و لیندزی، 1970؛ ایزدی،1351).

از میان فلاسفه یونان قدیم ، آدلر از افکار رواقیون متأثر بوده است . بطوریکه اعمال و رفتار انسان را تا حدود زیادی زائیدة نگرشها و تفکر انسان قلمداد کرده است . آدلر با استفاده از فلسفه کانت ، بخصوص از نظر مفاهیم امور مطلق ، منطق خصوصی و غلبه یافتن ، شباهت زیادی دارد .آدلر و نیچه نیز در زمینۀ مفهوم«ارادۀ نیل به قدرت»، وجه اشتراک دارند. آدلر این مفهوم را به معنی تلاشهای طبیعی انسان برای نیل به قدرت و توانایی به کار می برد، در حالی که نیچه از این مفهوم برداشتی دیگر دارد که شبیه عقیدۀ آدلر دربارۀ «جنبۀ بی ثمر زندگی» است. همچنین نیچه بر مفهوم انسان برتر تأکید دارد، که این مفهوم کاملا با فلسفۀ نیچه بیگانه است.

برای آدلر این مهم نبود که بدن چگونه بر روی ذهن، و یا ذهن به چه نحوی بر بدن تأثیر می گذارد، بلکه این سوال مطرح بود که فرد در تعقیب هدفهایش چگونه بدن و ذهن خود(کل شخصیتش) را به کار می گیرد. به عقیدۀ آدلر، شیوۀ زندگی فرد، قدرت خلاقه، علایق اجتماعی و یا فقدان آن به او کمک می کند که چگونه این دو را به کار گیرد.

آدلر به شدت تحت نفوذ فلسفه ویهینگر قرار داشت ، و رد نظریة جبر گرائی را در نظریات ویهینگر کشف کرد . او دریافت که بیشتر انتظارات انسان از آینده است که او را بر می انگیزد و نه تجربیات گذشته اش. ویهینگروآدلر، هیچ کدام معتقد به تقدیرو سرنوشت نبودند.آدلرمعتقد بود که انسان خود سرنوشت خویش را تعیین می کند .

با وجود آنکه روان شناسی آدلر برای مدتی کنار گذاشته شد و آن را روان شناسی سطحی و خاص کودکان دانستند، ولی امروزه یک روانشناسی زنده به شمار می آید که در برخورد با مسائل انسان دیدگاهی کل نکر، پدیده شناختی، غایت انگار، و اجتماعی دارد، دیدگاه او در این زمینه ها به خوبی از عقاید پیشینیان متأثر است و تأثیرات بسزایی بر افکار اعقاب خود داشته است. به عقیدۀ ویکتور فرنکل، آنچه که آدلر انجام داده است و تحصیل کرده است، از ابداع نظریۀ کوپرنیک کمتر نیست و باید آدلر را یک متفکر معتقد به اصالت وجود دانست. رولو می اعتقاد دارد که افکار آدلر وی را در انجام کارهایش مستقیما راهنمایی کرده است و راهگشای خوبی برای او بوده است.

آلبرت الیس نظریۀ عقلانی-عاطفی خود را با روان شناسی آدلر هماهنگ و موازی می داند و از افکار او تا حد زیادی متأثر بوده است. آبراهام مزلو نیز دیدگاه انسان گرایانه خود را از آدلر متأثر می داند و بر کل نگری او ارج فراوانی می نهد.

بر طبق موضعی که آدلر در نظام نظری و عملی خویش اتخاذ کرده است، تمام رفتار در یک زمینۀ اجتماعی رخ می دهد؛ انسان مجبور است که به ایجاد روابط متقابل بپردازد و علاقۀ اجتماعی از نیازهای مهم انسان است.

روانشناسی آدلری جزئی نگری را به نفع کلی نگری رد میکند و هیچ گونه تقسیم بندی دو بعدی ، نظیر خودآگاهی و ناخودآگاهی ، را قبول ندارد . شناخت فرد را مستلزم سازمان ادراکی او و شناخت شیوۀ زندگیش می داند. شیوۀ زندگی هم به ایمان و اعتقاداتی اطلاق می شود که فرد در روزهای اولیۀ زندگی خویش کسب می کند و یک الگوی ادراکی جهت دار است. نتیجتا یک شیوۀ زندگی نه صحیح است و نه غلط، نه طبیعی است و نه غیر طبیعی، بلکه نوعی بینش است که از طریق آن شخص خود را با توجه به شیوه اش در درک زندگی می نگرد و انسان به وسیلۀ هدفهایش به جلو رانده می شود.انسان به سوی یک هدف خود برگزیده حرکت می کند و چنان عمل می کند که گویی رسیدن به این هدف آرمانی به او امنیت خاطر می دهد و عزت نفس او را حفظ می کند.  زندگی در نظر او« بودن» نیست بلکه « شدن » است . آدلر جبرگرا نیست و به آزادی انتخاب مسئولیت و با معنی بودن مفاهیم در طرح زندگی انسان معتقد است . در نظر او زندگی فاقد هر گونه معنی ذاتی است و این انسان است که بدان معنی و مفهوم می بخشد، و هر کسی به شیوۀ خاص خودش به زندگی معنی می بخشد.

منبع:

نظریه مشاوره و رواندرمانی ، دکتر عبدالله شفیع آبادی



برچسب: ،
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۱:۵۷ توسط:123 موضوع: نظرات (0)