ماهيت افسردگي(در غالب word و پاورپوينت)
- مشكلات گوارشي شامل درد معده، تهوع، اشكال در هضم و تغيير در كاركردهاي روده اي مثل يبوست
- چرخه هاي نامنظم قاعدگي
- كاهش يا افزايش غير متعارف وزن
- فقدان يا كاهش تدريجي ميل جنسي
انواع افسردگي
افسردگى شديد (عمده) Major Depression
نوعى از افسردگى كه بيش از هفتهها و يا ماهها طول ميكشد و شامل نشانهها و رفتارهاى عميقى است كه عملكرد شغلى، روابط بين فردى و رفتارهاى اجتماعى را تحت تأثير قرار داده و شخص را بهطور كلى از محيط خود دور ميسازد.
Major Depressive EPISODEدوره افسردگي اساسي
.پنج تا(يا بيشتر)از علائم زير در يك دوره يك هفته اي وجود داشته اندو نشان دهنده تغيير از سطح عملكرد قبلي هستند،
حداقل يكي از علائم يا به صورت(1)خلق افسرده يا(2) از دست دادن علاقه و احساس لذت است.
1-خلق افسرده اكثر مواقع روز، تقريبا هر روز، يا با گزارش ذهني(مثل احساس غمگيني و پوچي) يا مشاهدات ديگران (مثلا، غمگين و اشكبار بودن).
توجه: در كودكان و نوجوانان ممكن است به صورت خلق تحريك پذير باشد.
توجه: در كودكان عدم بالا رفتن مورد انتظار وزن را در نظر بگيريد.
7- احساس بي ارزشي يا گناه بيجا(كه ممكن است هذياني باشد)تقريبا هر روز(فقط شامل خود ملامتگري و احساس گناه در مورد بيمار بودن نمي گردد).
8- كاهش توانايي تفكر يا تمركز، يا
بلاتصميمي، تقريبا هر روز(يا خلق به شرح ذهني بيمار يا مشاهدات ديگران)
9- افكار تكرار شونده مرگ(نه به صورت ترس ازمرگ)افكار انتحاري تكراري بدون نقشه
خاص، يا اقدام به خودكشي يا طرح خاص براي خودكشي.
علائم ناشي از تاثير فيزيولوژيك مستقيم يك ماده(داروي نسخه شده يا مورد سوء مصرف) –D
يا يك اختلال طبي كلي(مثل كمكاري تيروئيد)نمي باشد.
)Dysthymic اختلال افسرده خويى (
اين
اختلال خفيفتر از افسردگى شديد (عمده) ميباشد و با خلق افسرده (تحريكپذير در
كودكان و نوجوانان) همراه است كه در بخش عمده روز دوام دارد و اكثر روزها وجود
دارد.
معمولاً مردم اين افراد را بهعنوان افرادى بداخلاق، ترشرو و ملالآور تلقى ميكنند.
اين گروه قادر به برقرارى ارتباط بين فردى مناسب با ديگران نيستند و افرادى جدى، كجخلق و درونگرا هستند.
Minor Depression اختلال افسردگى جزئى
در اين اختلال علائم افسردگى با شدتى كمتر از دو مورد فوق و با دورههاى محدودتر همراه است. اين نوع افسردگى در همه گروههاى سنى ديده ميشود و تأثير كمترى درزندگى فرد ميگذارد.
اختلال افسردگي پيش از قاعدگي
اين نوع افسردگي در زنان و پيش از دوره قاعدگي رخ ميدهد و با بيثباتي خلق، اضطراب، افزايش خستگيپذيري، عدم تمركز، تغييرات اشتها و خواب، سردرد و موارد ديگر همراه است.
همه اين علائم در دوره قاعدگي از بين ميروند.
اختلالات خلقي يا افسردگي فصلي
نوعي يا دوره اي از افسردگي است كه معمولا در پاييز و زمستان تجربه مي شود و يكي از عوامل مهم آن نور ناكافي است.
احتمالا نور ناكافي تغييرات معني داري را در سطوح برخي از هورمون ها به ويژه "ملاتونين" ايجاد مي كند و از طرفي تغييرات دما و نور موجب به هم خوردن ساعت دروني بدن كه الگوهاي خواب و بيداري را كنترل مي كند، مي گردد و اين تغييرات منجر به بروز اين اختلال مي شود.
داغديدگي يا واكنش سوگ
غمي است كه در اثر فوت نزديكان بوجود مي آيد. وقتي رابطه ي مهمي پايان مي يابد، بيشتر بازماندگان حالتي را تجربه مي كنند كه معمولا اين حالت نيز كاملا عادي است، مگر آنكه واكنش هاي سوگ به صورت طولاني باقي بماند.
اختلال دلبستگي واكنشي
وابستگي هاي بيمار گونه ي دوران كودكي كه از آن به عنوان افسردگي هاي دوران كودكي ياد مي شود، تحت اين گروه طبقه بندي مي شود.
افسردگى در كودكان و نوجوانان
مطالعات
و بررسيهاى انجام شده نشان داده است كه افسردگى در كودكان و نوجوانان نيز وجود
دارد كه با افسردگى در بزرگسالان شباهت دارد.
تفاوت عمده افسردگى در كودكان و نوجوانان با بزرگسالان در دو مورد است: 1-به جاى خلق افسرده ممكن است در كودكان
و نوجوانان خلق تحريكپذير باشد، و 2- نرسيدن به وزن مورد
انتظار (كاهش و يا افزايش وزن) در آنها ديده شود.
سير اختلال به اين ترتيب است كه معمولاً بچه ها ابتدا دچار افسرده خويي و حدود يك سال بعد دچار افسردگي اساسي مي شوند.
افسردگي در كودكان و نوجوانان
كاهش اعتماد به نفس، بيتفاوتى، سطح پايين انرژى، گوشهگيرى اجتماعى، آشفتگيهاى خوردن و خوابيدن، ديدگاه بدبينانه آشكار در مورد آينده و اعتقاد و اقدام به خودكشى از ديگر علائم و نشانههاى افسردگى در اين گروه سنى ميباشد.
در نوجوانان رفتارهاى ضداجتماعى و منفيكارانه، مصرف الكل و دارو و مواد مخدر ممكن است مشاهده گردد.
افسردگى در كودكان و نوجوانان بيشتر از بقيه سنين با خودكشى همراه ميباشد.
فقط در سال ١٩٩٦ خودكشى بهعنوان سومين عامل مرگ و مير در افراد ٢٤-١٥ ساله و چهارمين علت مرگ و مير در افراد ١٤-١٠ سال بوده است.
علاوه بر عوامل ژنتيك و فيزيولوژيك چندين عامل استرسزاى اجتماعى ميتواند بر خلق كودك تاثير بگذارد،
از قبيل ناهماهنگ بودن و آشفتگى در خانواده، طلاق، مورد آزار و بيتوجهى واقع شدن، شكست تحصيلى، وضعيت اجتماعي و اقتصادى ضعيف و داغديدگى.
اختلال افسردگى در كودكانى كه قبل از سن مدرسه هستند بسيار نادر ميباشد.
اما در ۲درصد بچههاى دبستانى اختلال افسردگى شديد (عمده) شيوع دارد و اين ميزان براى نوجوانان حدود ۵درصد در جامعه ميباشد.
علل و عوامل افسردگي
علل
افسردگى تركيبى از عوامل ژنتيكى، بيولوژيكى و محيطى (روانى ـ اجتماعي) ميباشد.
در بسيارى از مردم نيز، علت افسردگى ناشناخته باقى ميماند.
بهطور كلى مشخص شده است
كه افسردگى در نتيجه يكسرى از فعل و انفعالات شيميايى در مغز اتفاق ميافتد.
اين فعل و انفعالات كه نورو ترانسميتر ناميده ميشود در تمامى اعمال و رفتارهاى
بدن بهطور بيولوژيكى وجود دارد.
عوامل ژنتيكى
ثابت شده است كه در بعضى از اقوام و خانوادهها افسردگى شايعتر بوده ولى وجود يك فرد افسرده در يك خانواده لزوماً دليل بر وقوع اين امر در بقيه اعضاء خانواده نميباشد.
اما هرچه درجه خويشاوندى نزديكتر باشد، به همان نسبت آسيبپذيرى براى افسردگى بيشتر ميشود.
عوامل بيولوژيكى
تغييرات زيستى متعددى در مغز افراد روى ميدهد.
اين تغييرات شامل تغيير در ارتباطات عصبى سيستم غدد درونريز و هورمونها، تغيير در سيستم انتقالدهندههاى شيميايى و تغيير در فعاليتهاى الكتريكى مغز است.
*عوامل محيطى (روانى – اجتماعي)
فاكتورهاى
استرسزاى اجتماعى و روانى بهعنوان ريسك فاكتورهاى بروز افسردگى شناخته ميشوند.
استرس در فرم فقدان يكى از اقوام نزديك مثل پدر و مادر و دوستان بهعنوان ماشهاى
براى بروز افسردگى در افراد آسيبپذير، بهشمار ميرود.
بهطور كلى تحقيقات ژنتيك ثابت كرده است كه عوامل استرسزاى محيطى فرصت بروز آسيبپذيرى يك ژن بخصوص را افزايش داده و آنها را به سوى يك بيمارى پيشرفته افسردگى هدايت ميكند.
با اين حال در برخى از افراد اين افسردگى بدون عوامل استرسزاى محيطى بهوجود ميآيد. تحقيقات ديگرى در اين زمينه مشخص كرده است كه عوامل استرسزا در قالب ايزوله بودن در اجتماع و يا محروميت دوران كودكى منجر به تغييرات پايدار در فعاليت مغز شده و باعث افزايش حساسيت نسبت به بروز علائم افسردگى ميشود
رويدادهاى زندگى و استرسهاى محيطى
استرسها
و موقعيتهاى زندگى ميتوانند نقش اوليه را در ايجاد افسردگى داشته باشند، هر چند
كه در اين مورد اختلافنظر بين دانشمندان وجود دارد.
عدهاى معتقدند كه سوگ و از دست دادن عزيزى ميتواند منجر به افسردگى گردد.
مطالعات نشان داده است كه مرگ همسر بيشترين نقش را به عهده دارد. همچنين به دنيا آوردن فرزند، بازنشستگى، يائسگى و استرسهاى عمده ديگر ميتوانند در ايجاد افسردگى نقش عمده داشته باشند.
عوامل شخصيتى
همه افراد با تيپها و خصوصيتهاى شخصيتى مختلف ممكن است دچار افسردگى گردند، اما افرادى با شخصيت وسواسي، و شخصيت نمايشى بيشتر ممكن است دچار افسردگى گردند.
عوامل ياد گرفته شده
بر اساس اين عامل ارتباطات اجتماعى ناخوشايند كه منجر به
ارزيابى منفى فرد از خود ميشود باعث ايجاد افسردگى است. زيرا اين افراد با توجه
به خصوصيات خاص خود نميتوانند محبت، همدردى و ارتباط عاطفى لازم را از ديگران به
دست آورند.
بنابراين اين افراد هم در مورد خودشان ارزيابى منفى داشته و هم ديگران را صادق نميدانند
و بهتدريج آزرده و ناكام شده و افسردگى در آنان پديد ميآيد.
تفكر منفى
افرادى كه داراى افكار منفى در مورد خود، زندگى و آينده هستند، دچار افسردگى ميگردند. اين افراد به جنبه منفى هر چيزى فكر ميكنند و به نقايص خود خيلى توجه نموده و بطور مداوم خودشان را با ديگران مقايسه ميكنند. نكته مهم اينكه اين افراد هر نوع اطلاعات را سوء تعبير ميكنند.
مصرف داروها
٭ بعضى از
داروها مثل داروهايى كه در تنظيم فشار خون بالا مصرف ميشوند و داروهاى خواب آور
باعث بهوجود آمدن افسردگى ميشوند.
=كمبود مواد غذايى مثل كمبود اسيد فوليك و بعضى ويتامينها
مثل ب١٢ باعث كاهش اثرات داروهاى ضداضطراب شده و درمان را با مشكل روبرو ميكند.
٭
اعتياد به بعضى از داروها، مواد مخدر و يا الكل باعث بهوجود آمدن افسردگى ميشود.
عوامل زير خطر بازگشت افسردگي را افزايش مي دهند:
اگر نخستين افسردگي پيش از بيست سالگي رخ داده باشد و سابقه خانوادگي موجود باشد.
اگرنخستين افسردگي شديد باشد و دير به درمان اقدام شده باشد.
اگر بيماري رواني ديگري نيز وجود داشته باشد.
اگر فرد نسبت به استرس ها يا ديگر عوامل اجتماعي آسيب پذيرتر باشد.
اگر فرد از افسردگي قبلي كاملاً بهبود نيافته باشد.
اگر افسردگي در اواخر عمر رخ داده باشد
افسردگى در افراد مسن
در
سالهاى اخير حدود ۲درصد
افراد بالاى ٦٥ سال، به غير از افرادى كه در آسايشگاه نگهدارى ميشوند، از افسردگى
رنج ميبرند.
خودكشى در ميان افراد مسنتر بيشتر از بقيه سنين شايع بوده و از اين نظر قابل توجه
ميباشد. مطالعات نشان ميدهد كه سطح اقتصادى ـ اجتماعى پايين، از دست دادن همسر،
بيمارى جسمى همزمان، كنارهگيرى اجتماعى و بازنشستگى با افسردگى سالمندان رابطه
دارد.
علائم عمده افسردگى در سالمندان شامل كاهش نيرو و تمركز، اختلال خواب، كاهش اشتها
و وزن، شكايات جسمى، احساس بيارزشى، بدبينى، اختلال حافظه و خودكشى ميباشد.
خانمها و افسردگى
افسردگى
نزد بانوان چيزى حدود ۲برابر
بيشتر از آقايان ديده ميشود. در طول زندگى حداقل ٢٠ درصد بانوان حداقل يك بار
تجربه افسردگى كوتاه مدت را داشتهاند. اگرچه به نظر ميرسد كه افسردگى ارتباط
تنگاتنگى با سن يائسگى دارد.ولى در حقيقت اين سنين بارورى و سنين قبل از يائسگى
هستند كه بيشترين ميزان آمار افسردگى در بانوان را تشكيل ميدهند. از طرفى
آناليزهاى آمارى افسردگى در بانوان نشان ميدهد كه استرسهاى متفاوت، زايمان،
تفاوتهاى هورمونى، نقشهاى اجتماعى و رفتارهاى مورد انتظار از زنان بيشتر از مردان
روان آنها را به سمت بيمارى افسردگى سوق ميدهد.
افسردگى پس از زايمان همچنين بيمارى شايعى در ميان بانوان بوده و جستجوها و
مطالعات در پى علت دقيق آن ميباشند.
بسياري
از مادران پس از زايمان در چند روز يا چند هفته اول بعد از زايمان احساس خستگي و
افسردگي دارند . تولد بچه با تغييرات زيادي در زندگي مادر همراه است و تطابق با
اين وضع جديد نياز به گذشت زمان دارد . اين تغيير كوچك در خلق و خوي مادر شايع
بوده و بيماري تلقي نمي شود . از هر 10 خانم 8 نفر بعد از زايمان دچار اين حالت مي
شوند .
افسردگي با شدت بيشتر نسبتا” شايع بوده و در چند هفته تا چند ماه بعد از زايمان
ديده ميشود و از هر 10 خانم يكنفر بعد از زايمان به آن دچار ميشود. از هر 1000 نفر
خانم بعد از زايمان 1 نفر دچار بيماري حاد رواني ميشود كه بايد در بيمارستان بستري
و درمان شود.
برچسب: ،