كودكان تيزهوش
علت عدم توافق در نتايج بدست آمده از اين مطالعات را نابرابري تعداد در هر دو جنس در موقع آزمايش ، عدم كفايت آزمونهاي هوشي براي هر دو جنس به طور جداگانه بخصوص در سنين بالا و در هوشبهر بالا، وجود اختلاف در خصوصيات اجتماعي، اقتصادي، جسماني، يادگيري و حتي خستگي و ناراحتيهاي عصبي و اختلالات هورموني در موقع آزمايش مي داند.
در حال حاضر در صورتي مي توان تعداد پسران ممتاز را نسبت به دختران زيادتر دانست كه عوامل ثانوي نامبرده از بين برود و هر دو جنس به طور جداگانه و با آزمونهاي هوشي قابل اعتماد و قابل ارزش براي هر كدام مورد مطالعه قرار گيرند و به زنان اجازه تحصيل و شركت در فعاليت هاي اجتماعي، سياسي و... داده شود تا بتوانند توانايي، خلاقيت و شايستگي خود را نشان دهند.
3- سابقه خانوادگي:
كودك تيزهوش و ممتاز درهر خانواده اي ممكن است وجود داشته باشد ولي مطالعات نشان مي دهد كه كودكان ممتاز اكثرا به خانواده هاي سطوح اجتماعي بالاتر تعلق دارد. پدران اين افراداكثرا داراي رشته هاي تخصصي عالي هستند. طبق گزارش ترمن 85درصد اين كودكان از خانواده هاي مرفه و سطح بالاي اجتماع، 6درصد از خانواده هاي متوسط و 9 درصد از خانواده هاي با وضع نامطلوب بوده اند.در صورتي كه افراد باهوش عادي 62درصد از خانواده هاي مرفه، 2 درصد از سطوح متوسط و بقيه يعني 14 درصد از خانواده هاي با وضع نامطلوب بوده اند.
در مطالعه ديگر ترمن 31 درصد پدران داراي شغلهاي تخصصي مانند مهندسي، پزشكي، وكالت و 50 درصد تاجر، كارمند و 12درصد كارگر و 7 درصد بدون حرفه معين و دائمي بوده اند. در مطالعات جونز و همكارانش 55 درصد پدران و 24 درصد مادران كودكان ممتاز فارغ التحصيل بوده اند.
4- سلامتي جسم و روان
افراد ممتاز، از لحاظ رشد جسماني، قد، وزن، انرژي عضلاني و زيبايي نسبت به افراد عادي جامعه از وضع بهتري برخوردارند. به علاوه سرعت در عمل، مقاومت در مقابل خستگي، انرژي قابل توجه در فعاليتهاي جسمي و فكري در اين افراد تقريبا هميشه از همسالانشان بهتر است و حتي از دوران كودكي مشخص مي شود. كودكان ممتاز حتي در مقابل محركات كمتر از افارد عادي ناراحت مي شوند. از لحاظ جسماني سالم اند و اكثرا والدينشان در سالهاي جواني صاحب چنين فرزنداني شده اند. غالبا سن پدران بين 30 تا 35 و مادران 25 تا 28 سال گزارش شده است.
وزن اين كودكان در موقع تولد تقريبا 350 تا 400 گرم بيشتر از افراد عادي بوده است و فقط 5/4 درصد آنها طبق مطالعه كالفرنيا قبل از موعد به دنيا آمده بوده اند. 57 درصد اين كودكان از شير مادر تغذيه شدند در صورتي كه فقط 39 درصد افراد عادي همان اجتماع از شير مادر استفاده مي كرده اند.
سلامتي كامل مادر در حين حاملگي 92درصد موارد و سلامتي كامل كودك مخصوصا در دو سال اول زندگي از 85 درصد تا 90 درصد موارد گزارش شده است. در صورتي كه در افراد معمولي 68 درصد اين امر صادق بوده است. طبق گزارش ترمن تكلم در دختران ممتاز تقريبا از يازده ماهگي و در پسران از يازده ماه و نيم آغاز شده است، در صورتي كه در افراد عادي به طور متوسط بين سيزده تا پانزده ماهگي شروع مي شود. آثار بلوغ در اكثريت اين افراد در پسران 14 سالگي و در دختران حدود 13 سالگي يعني تقريبا شش ماه تا يك سال زودتر از افراد عادي بوده است. چون هميشه بين سلامتي جسماني و تعادل رواني ارتباط مستقيم وجود دارد لذا از لحاظ رواني نيز اين دسته نسبت به افراد عادي اجتماع برتري داشته اند.
برچسب: ،