مركز خريد فروش قيمت پودر پياز و سير ادويه مركز خريد فروش قيمت پودر پياز و سير ادويه .

مركز خريد فروش قيمت پودر پياز و سير ادويه

تفكرات غير منطقي(خطاهاي شناختي)آلبرت اليس

رايج ترين عقايد غير منطقي به قرار زير هستند:

1-اميال اساسي انسان، مانند ميل جنسي، نياز هستند زيرا كه ما آنها را نياز مي دانيم، با اينكه آنها در واقع فقط ترجيحات هستند.

2-ما نمي توانيم برخي رويدادها را تحمل كنيم، خواه مجبور به منتطر ماندن در صف باشد، يا روبرو شدن با انتقاد يا طرد شدن، در حالي كه مي توانيم اين گونه رويدادها را صرف نظر از اينكه چقدر ناخوشايند باشند، تحمل كنيم.

3-ارزش ما به عنوان انسان به وسيله موفقيت ها و شكست هاي ما يا صفات خاص ما، نظير درآمد تعيين مي شنود، انگار كه ارزش انسان را مي توانند مانند صفات عملكردي ارزيابي كرد.

4-ما بايد تأييد والدين يا صاحبان قدرت را جلب كنيم، انگار كه وجود ما به آنها بستگي دارد.

5- دنيا بايد منصفانه با ما برخورد كند، انگار كه دنيا مي تواند از اميال ما پيروي كند.

6- برخي افراد پست و شرو هستند و بايد به خاطر شراتشان تنبيه شوند، انگار كه ما مي توانيم بي ارزشي انسان ها زا ارزيابي كنيم.

 7-چيزهاي زيان بار مانند سيگار يا مواد مخدر مي توانند خشنودي در زندگي را افزايش دهند يا اينكه اين چيزهاي زيان بار ضروري هستند، صرفا به اين علت كه زندگي كردن بدون آنها ممكن است براي لحظه اي ناخوشايند باشند.

8- عوامل بيروني موجب خوشحالي انسان مي شوند و افراد نمي توانند چندان احساسات خود را كنترل كنند.

9-عقايدي كه در كودكي آموخته شده اند، خواه مذهبي، اخلاقي و يا سياسي، مي توانند رهنمودهاي مناسبي براي بزرگسالي باشند، با اينكه اين عقايد ممكن است تعصبات صرف يا افسانه بافي باشند(اليس1972).

10) اعتقاد فرد به اين كه لازم و ضروري­ست همه ي افراد جامعه او را دوست بدارند و احترام اش بگذارند .

اين تصور ، غير عقلاني و غير منطقي ست زيرا چنين هدفي ، غير قابل دسترسي و وصول است . البته اين خوب است كه انسان مورد مهر و محبت و دوستي ديگران قرار گيرد اما فرد عاقل و منطقي­، هرگز علايق­، آرزوها و خواسته هايش را قرباني چنين هدفي نمي­كند­.

12 ) اعتقاد به اين كه لازمه ي احساس ارزشمندي­­، وجود بيش­ترين لياقت ، شايستگي ، كمال و فعاليت شديد است .

اين كار عملاً امكان پذير نيست و تلاش و وسو اس در راه كسب آن ، فرد را به اضطراب ، نگراني و بيماري هاي رواني مبتلا مي سازد و در زندگي نيز احساس حقارت و ناتواني به او دست مي دهد­؛ به اين ترتيب­، زندگي فرد همواره با شكست و ناكامي همراه خواهد بود اما فرد منطقي سعي مي­كند كه بهترين كارها را به خاطر خودش انجام دهد ، نه براي ديگران .

13 ) اعتقاد فرد به اين كه كساني كه خطا و اشتباه مي­كنند ، بايد به شدت تنبيه و سرزنش شوند .

اين فكر ، غير منطقي و غير عقلاني ست زيرا تمامي انسان­ها دچار خطا و اشتباه مي شوند . فرد منطقي و عقلاني ، هرگز خود و ديگران را سرزنش نمي كند . اگر ديگران هم او را سرزنش كنند ، در بهبود رفتار و اعمالش مي كوشد . هم چنين اگر ديگران ، كار خطا و نا درستي انجام دهند ، سعي در درك علل آن كار دارد و اگر بتواند ، آنان را از ادامه ي كارهاي نا درست ، باز مي دارد .

4 1) اعتقاد فرد به اين كه اگر وقايع و حوادث آن طور نباشد كه او مي خواهد ، نهايت ناراحتي ، گرفتاري و بيچارگي به بار مي آيد و اين مسأله براي او فاجعه آميز خواهد بود .

چنين طرز تفكري ، اشتباه و بيهوده است زيرا ناكام شدن ، يك احساس طبيعي ست اما اندوه و نگراني بسيار شديد و طولاني مدت ، يك موضوع غير عقلاني و غير منطقي­ست . فرد منطقي ، از بزرگ كردن موقعيت نا مطبوع و نا­خوشايند ، امتناع مي­ورزد و در جهت بهبود و عادي نمودن آن اقدام مي كند . البته ممكن است كه موقعيت­هاي نا مطبوع مختل كننده ، اضطراب آور و مشكل ساز باشند اما به آن اندازه هم كه فرد تصورش را در ذهن دارد ، وحشتناك و فاجعه آميز نيستند ، مگر اين كه خود او ، آن را اين گونه تعبير و تفسير كند .

5 1) اعتقاد فرد به اين كه بدبختي و نا خشنودي او به وسيله ي عوامل بيروني به وجود آمده و انسان ، توانايي كنترل غم و اندوه و اختلال هاي رواني و عاطفي خود را ندارد و يا اين كه توانايي اش در اين زمينه ، بسيار كم است .

اگر فردي بپذيرد كه اختلالات و مشكلات عاطفي ، نتيجه ي احساسات ، ارزش يابي ها تلقين فرد به خودش است ، در اين صورت كنترل و تغيير آن ها ، ساده و به راحتي امكان پذير خواهد بود .

6 1) اعتقاد فرد به اين كه چيزهايي خطرناك و ترس آور ، موجب نهايت نگراني مي شوند و فرد همواره بايد تلاش كند تا امكان به وقوع پيوستن آن ها را به تأخير بيندازد.

اين يك انديشه و تصور غير منطقي و غير عقلاني­ست . فرد منطقي مي­داند كه خطرهاي بالقوه ، به آن اندازه­اي كه انسان از آن­ها مي ترسد ، وحشتناك نيستند و اضطراب و ناراحتي ، نه تنها از وقوع آن ها جلوگيري نخواهد كرد ، بلكه موجب افزايش آن ها نيز خواهد شد . از اين رو ، فرد منطقي و عقلاني ، به انجام كارهايي خواهد پرداخت كه امكان وقوع خطرهاي بالقوه را به حداقل برساند .

7 1) اعتقاد فرد به اين كه اجتناب و دوري از بعضي مشكلات زندگي و مسؤوليت هاي شخصي ، براي او آسان تر از مواجه شدن با آن هاست .

اين نوع تفكر و اعتقاد فرد ، غير منطقي و غير عقلاني ست زيرا دوري و اجتناب از يك كار ، سخت تر و دردناك­تر از انجام آن است و علاوه بر مشكلات و نا رضايتي هاي بعدي ، موجب كاهش اعتماد به خود نيز مي­شود . فرد منطقي و عقلاني ، آن چه را كه بايد در زندگي و كارهاي روزانه ي خود انجام دهد ، بدون شكوه و شكايت زياد به انجام مي رساند و در عين حال­، از انجام كارهاي دردناك و غير لازم ، دوري مي­جويد . او هم چنين پي مي برد كه زندگي­، آكنده از شكست­ها و موفقيت هاست ؛ بنابراين سعي مي كند با مشكلات و نا­كامي­ها مبارزه كند و موانع را از پيش روي خود بر دارد . هم چنين فرد منطقي ، ضمن احساس مسؤوليت در زندگي ، از حل مشكلات خود نيز لذت مي برد .

8 1) اعتقاد فرد به اين كه بايد متكي به ديگران باشد و بر انسان قوي تري تكيه كند .

با وجود آن كه هر فردي تا حدودي به ديگران متكي­ست اما دليلي براي افزايش وابستگي وجود ندارد زيرا وابستگي شديد ، به فقدان يا كاهش استقلال فردي و اعتماد به نفس مي انجامد . فرد منطقي و عقلاني براي كسب استقلال و مسؤوليت براي خويشتن تلاش مي كند اما هيچ وقت هم از دريافت كمك هاي لازم ديگران امتناع نمي ورزد . هم چنين به هنگام لزوم ، خطر مي­كند و اگر هم شكست خورد ، آن را تجربه اي براي پيشرفت خود مي داند .

9 1) اعتقاد فرد به اين كه تجارب و وقايع گذشته و تاريخچه­ي زندگي ، تعيين كننده­ي مطلق رفتار كنوني او هستند و اثرات اتفاقات گذشته را به هيچ وجه نمي­توان نا ديده انگاشت .

اين عقيده هم غير منطقي و غير عقلاني­ست . فرد منطقي و عقلاني در عين حال كه گذشته را مهم مي­شمارد ، مي­تواند با بررسي اثرات رفتار و تجزيه و تحليل عقايد باورهاي اشتباه و نگران كننده­ي گذشته خود ، به تغيير رفتار و اعمال كنوني خويش اقدام كند . فرد سالم بيش از آن چه به گذشته توجه دارد ، به زمان حال و وضعيت موجود توجه مي­كند .

20 ) اعتقاد فرد به اين كه براي هر مشكلي ، هميشه يك راه­حل درست و كامل وجود دارد و اگر انسان به آن دست نيابد ، بسيار وحشتناك و فاجعه آميز خواهد بود .

اين عقيده ، غير عقلاني­ست . فرد منطقي و عقلاني مي­كوشد تا حتي الامكان ، راه­حل­هاي متعددي را براي مشكل خويش بيابد و از بين آن ها ، بهترين و عملي­ترين راه­حل را انتخاب كند . او هم چنين آگاه است كه هيچ راه­حلي كامل نيست و سودمندي و مفيد بودن راه­حل­ها ، امري نسبي­ست و بر حسب موقعيت­هاي مختلف ، تغيير مي­كند .

منابع :

-نظريه هاي روان درماني، جيمزپروچسكا-جان نوركراس، ترجمه يحيي سيدمحمدي

- «­نظريه­هاي مشاوره و روان درماني­» «­عبد ا... شفيع آبادي­» «­غلامرضا ناصري­»



برچسب: ،
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۵۱:۳۷ توسط:123 موضوع: نظرات (0)