پرسشنامه خودناتوان سازي(self-handicapping)
رودوالت اضطراب اجتماعي را با خودناتوان سازي مرتبط مي داند. زوكرمن و همكاران بين خودناتوان سازي و مقابله اجتنابي همبستگي مثبت گزارش كردند. نتايج مطالعه آنان نشان داد كه در موقعيت هاي استرس زا انتظار مي رود افراد خودناتوان ساز بر جنبه هاي منفي موقعيت متمركز شوند و در مقابل چالش ها عقب نشيني كنند.
Rossوهمكاران نشان دادند كه يكي از كار كردهاي افسردگي به عنوان شكلي كلي از خودناتوان سازي، كاهشمسئوليت در مقابل شكست هاست.
WarnerوMooreدريافتند دانشجوياني كه از راهبردهاي خودناتوان سازي بيشتر استفاده مي كنند،
هيجانات منفيبيشتري در آن ها ديده مي شود و از طريق كناره گيري از مسايل به مقابله با فشار رواني مي پردازند. از اين رو خلق منفي عاملي پايه اي در خودناتوان سازي است. بر اساس تعاريف تلاش ناكافي از علايم بارز خودناتوان سازي رفتاري است و ادعاي وجود موانع(عذرتراشي) از علايم خودناتوان سازي ادعايي است. از اين رو در اين مقياس جمع نمره عامل خلق منفي با نمره معكوس شده عامل تلاش نشان دهنده خودناتوان سازي رفتاري و نمره عامل خلق منفي به علاوه نمره عامل عذرتراشي نشان دهنده خودناتوان سازي ادعايي است و جمع نمره دو عامل خلق منفي و عذرتراشي با نمره معكوس شده عامل تلاش نشان دهنده خودناتوان سازي كلي است.
در اين پژوهش همبستگي بالا و معني دار عوامل، زير مقياس ها و نمره كل خودناتوان سازي با عزت نفس نشان دهنده روايي توافقي مقياس خودناتوان سازي است. نتيجه به دست آمده با نظريه ها و پژوهش هاي انجام شده در مورد خودناتوان سازي، مبني بر اين كه يكي از سازه هاي اصلي مرتبط با خودناتوان سازي عزت نفس است، همخواني داشت.
ضريب همبستگي به دست آمده از اجراي مقياس خودناتوان سازي با فاصله زماني 15 روزه نشان داد كه عوامل، زير مقياس ها و نمره كل خودناتوان سازي در دو اجرا داراي همبستگي بالا و معني دار از 47/. براي عامل تلاش تا 86/. براي نمره كل است كه با نتايج حاصل از پژوهشStrbeدر مورد تحليل خودناتوان سازي در 1986كه پايايي مقياس را باروش آزمون مجدد 76/. گزارش كرده بود، همخواني داشت.
بررسي مقياس خودناتوان سازي با روش بررسي همساني دروني نشان دهنده آلفاي 6/. براي عوامل تلاش و غذر تراشي تا77/. براي نمره كل خودناتوان سازي است و با توجه به ساير ويژگيهاي روان سنجي مقياس حاكي از همساني دروني قابل فبولي است كه نتيجه آمده آلفاي74/. گزارش شده در پژوهشStrbeهمخواني داشت.
نتيجه اين كه مقياس 23 ماده اي خودناتوان سازي از روايي و پايايي بالايي برخوردار است و با توجه به اين كه خودناتوان سازي راهبردي رفتاري است كه مي تواند روي موفقيت فرد در موقعيت هاي شغلي، تحصيلي و ارتباطي تأثير منفي داشته باشد و با سازه هاي روان شناختي مانند عزت نفس، افسردگي، اضطراب، اهمال كاري و كمال گرايي نيز رابطه دارد. همچنين مقياس خودناتوان سازي در تشخيص افراد خودناتوان ساز در موقعيت هاي مشاوره اي، درماني، تربيتي و پژوهشي كاربرد دارد.
از آن جا كه نمونه پژوهش از بين دانشجويان كارشناسي انتخاب شده بود، نتايج پژوهش به لحاظ روايي بيروني از محدويت برخوردار بود و تعميم پذيري نتايج به دانشجويان مقاطع ديگر تحصيلي تأييد نمي گردد. همچنين روش هاي مختلف مربوط به بررسي اعتبار و روايي واگر در اين پژوهش بررسي نشد.
لطفاٌ ميزان موفقت يا مخالفت خود را با هر يك از عبارات توصيفي زير بر اساس حالتي كه در بيشتر اوقات داريد مشخص نماييد.
كاملا مخافم/تقريبا مخالفم/كمي مخالفم/كمي موافقم/تقريبا موافقم/كاملا موافقم
1-وقتي اشتباه مي كنم اولين واكنشم مقصر دانستن اوضاع است.
2-معمولا كارها را به آخرين لحظه واگذار مي كنم.
3-معمولا وقتي امتحان يا كاري پيش رو دارم بيش از حد خود را آماده مي كنم.
4-فكر مي كنم بيشتر از خيلي ها كسل هستم.
5-معمولا سعي مي كنم كار را به بهترين وجه انجام دهم، برايم مهم نيست كه آن كار چيست.
6-پيش از آنكه براي كاري متعهد شوم و يا براي انجام كار مهمي قولي بدهم مطمئن مي شوم كه مقدمات لازم يا زمينه آن آماده است.
7-معمولا قبل از امتحان يا انجام كار بسيار مضطربم.
8-وقتي مي خواهم مطالعه كنم براحتي بواسطه سرو صدا يا افكاري كه به ذهنم مي آيد حواسم پرت مي شود.
9-سعي نمي كنم خيلي وارد فعاليتهاي رقابتي شوم زيرا اگر ببازم يا ضعيف عمل كنم رنجيده مي شوم.
10-ترجيح مي دهم به اين دليل كه كارهايم را به نحو احسن انجام مي دهم مورد احترام قرار گيرم نه اينكه به خاطر ظرفيتهاي بالقوه ام تشويق شوم.
11اگر سخت تر كار مي كردم نتيجه خيلي بهتري مي گرفتم.
12-لذت هاي كوچك كنوني را به لذت هاي بزرگ آينده ترجيح مي دهم.
13-معمولا جز ايده آل ترين حالت از هر حالت ديگري بدم مي آيد.
14-روزي ممكن است سر و سامان بگيرم.
15-بعضي وقتها از اينكه يكي دو روز مبتلا به بيماري خفيفي شوم خوشم مي آيد زيرا فشار مسئوليتها را از من بر مي دارد.
16-اگر دستخوش عواطف نمي شدم عملكردم خيلي بهتر مي بود.
17-وقتي كه در انجام كاري ضعيف هستم اغلب با يادآوري اموري كه در آنها خوب هستم خودم را دلداري مي دهم.
18-اقرار ميكنم وقتي در حد انتظارات ديگران ظاهر نمي شوم وسوسه مي شوم كه دليل تراشي كنم.
19-اغلب فكر مي كنم بيش از آنكه حق من است در ورزش، بازي و ساير فعاليتهاي نشان دهنده هوش و استعداد بدشانسي مي آورم.
20-خيلي وقتها بيش از حد در خوردن و نوشيدن افراط مي كنم.
21-هرگز اجازه نمي دهم مسائل عاطفي مربو يه بخشي از زندگيم مزاحم ساير امورم بشود.
22-معمولا وقتي نگران خوب انجام دادن كاري هستم آنرا خوب انجام مي دهم.
23-گاهي اوقات آنقدر افسرده مي شوم كه حتي كارهاي آسان هم برايم دشوار شود.
منبع:
نشريه مركز علوم رفتاري/دوره 7/شماره 1388/2
برچسب: ،